چرا با وجود ریسک فری کردن معامله ضرر می‌کنید؟

یکشنبه ۵ اردیبهشت ۱۴۰۰ - ۸:۲۸

درک ریسک فری کردن، شما را به یک معامله‌گر برنده تبدیل نخواهد کرد اما آگاهی از اشتباهات رایج و عدم درک حرکات قیمتی بازار می‌تواند هزینه زیادی برای معامله گران داشته باشد. به طور کلی ریسک فری کردن تکنیک خوبی است. اما باید با استثنا هم آشنا بود. هر معامله‌ای را نمی‌توان ریسک فری کرد. چرا؟
به سناریوی زیر توجه کنید:

آموزش فارکس مدیریت ریسک و بازدهی ریسک فری کردن معامله

آموزش فارکس – ریسک فری کردن معامله همیشه ایده خوبی نیست. به خصوص اگر حد ضرر معامله را به حمایتی انتقال دهید که هنوز به مقاومت تبدیل نشده است. شاید بهتر باشد پیش از پولبک، به حد ضرر معامله دست نزنید.

مرحله اول: نقطه ورود به معامله

فرض کنید شما بعد از شکست حمایت وارد معامله فروش می‌شوید و حد ضرر خود را بالای حمایت قرار می‌دهید. بهتر است از خود بپرسید که چرا وارد بازار شدم؟ پاسخ شما به احتمال زیاد این چنین خواهد بود: بعد از شکست حمایت وارد بازار شدم. ازآنجایی‌که این سطح حمایتی قبلاً موقعیت خود را حفظ کرده بود، بعد از شکست آن تعادل بین خریداران و فروشندگان تغییر کرده است و من انتظار دارم که این سطح به مقاومت تبدیل شود. خیلی مهم است که هنگام ورود به معامله، انگیزه و دلیل خود برای ورود به معامله را روشن کنید.

مرحله دوم: ریسک فری کردن معامله

در ادامه قیمت در جهت مطلوب شما حرکت می‌کند و مقداری از حرکت خود را اصلاح می‌کند. برای این‌که از موقعیت معاملاتی خود محافظت کنید، معامله را ریسک فری می‌کنید، یعنی حد ضرر معامله را به نقطه سربه‌سر معامله انتقال می‌دهید. بدین ترتیب احساس آزادی خواهید داشت، زیرا حالا معامله دیگر ریسکی ندارد. ابتدا وارد معامله شدید و با باز کردن موقعیت معاملاتی، سرمایه خود را به خطر انداختید. سپس بازار حرکت کرد و شما وارد سود شدید. اما وقتی‌که قیمت به نقطه ورود شما بازگردد، هیچ سودی به دست نیاورده‌اید. این سناریو معامله ریسک فری را توصیف نمی‌کند، اما نشان می‌دهد که شما برای هیچ، ریسک کرده‌اید.

مرحله سوم: پولبک

طبق تصویر بالا همان‌طور که انتظار داشتید، قیمت به نقطه ورود شما بازگشته و با برخورد قیمت به حد ضررتان، معامله شما بسته می‌شود. در واقع این پولبک، سناریوی تبدیل حمایت به مقاومت را تائید کرده است.

مرحله چهارم: پولی که روی میز مانده است

قیمت بعد از این‌که به نقطه ورود شما بازگشت، دوباره نزولی می‌شود و در نتیجه چیزی به جز سرخوردگی و حیرت برای شما باقی نمی‌ماند. در آخر، همه چیز دقیقاً همان‌طور که پیش‌بینی کرده بودید، اتفاق افتاد. اما بگذارید آنچه اتفاق افتاده را کالبدشکافی کنیم.
ابتدا بعد از شکست حمایت وارد معامله شدید و انتظار داشتید که این سطح به مقاومت تبدیل شود که این اتفاق نیز افتاد. اما حد ضرر خود را به همان سطح قیمتی منتقل کردید که ایده معاملاتی شما را تائید کرد. اگر به عقب برگردید، خواهید دید که ایده اصلی معامله شما این بود که حمایت به مقاومت تبدیل خواهد شد. در حال حاضر به راحتی می‌توان نتیجه بگیرید که چرا انتقال حد ضرر به نقطه ورود غیرمنطقی بود.
اگر بعد از ورود معامله به سود، قیمت در حال بازگشت بود، می‌توانستید معامله را ببندید یا بخشی از سود را تثبیت کنید. اگر مقاومت واقعاً کلیدی و پایدار است، همیشه می‌توانید از اطراف آن وارد شوید. شما به برنامه معاملاتی خود اعتماد دارید و هنوز هم اعتقاد دارید که حمایت به مقاومت تبدیل خواهد شد. در چین سناریویی، حد ضرر معامله را بدون تغییر در محل اولیه خود نگه می‌دارید و اجازه می‌دهید که بازار راه خود را برود.