همه چیز از Dow شروع شد

یکشنبه 5 اردیبهشت 1400 - 8:29

برخی از روش‌های سرمایه‌گذاری تنها متکی به تحلیل تکنیکال هستند. حتی سرمایه‌گذاران این روش‌ها هم تأکید می‌کنند که به جز تحلیل تکنیکال از چیز دیگری استفاده نمی‌کنند و هیچ اطلاعی هم از مسائل بنیادی بازار ندارند. از نظر آن‌ها همه چیز در نمودار قیمتی وجود دارد. در این مقاله می‌خواهیم با پیشگامان تحلیل تکنیکال بیشتر آشنا شویم. این افراد نه‌تنها به رشد و توسعه تحلیل تکنیکال کمک کرده‌اند، بلکه صاحب سبک هم بوده‌اند. تقریباً هر تحلیل تکنیکالی که در بازار انجام می‌شود، شاخه‌ای از کارهای این مردان بزرگ تحلیل تکنیکال است. با این حال در سال‌های اخیر نام‌هایی در جامعه تحلیلگران تکنیکال مطرح شده‌اند، که شاید خیلی ربطی به تحلیل تکنیکال نداشته باشند.

همه چیز از داو (Dow) شروع شد

چارلز داو سهم زیادی در تاریخ فاینانس دارد. او مؤسس وال استریت ژورنال است. وال استریت ژورنال تقریباً معیاری برای مقایسه و ارزیابی اعتبار مقالات مالی است. چارلز داو حتی شاخص صنعتی داوجونز (Dow Jones Industrial Index) را هم خلق کرد. او با این کار پنجره جدیدی را در علم تحلیل تکنیکال باز کرد. داو اوج و کف‌های متوسط قیمت روز، هفته و ماه را ثبت می‌کرد و سپس الگوهای موجود را کشف می‌کرد. او معمولاً بعد از پیدا کردن الگوها مقالات خود را منتشر می‌کرد. در واقع او در مقالات خود توضیح می‌داد که چگونه توانسته در گذشته حرکات قیمتی مهم بازار را به درستی پیش‌بینی کند.

ویلیام پی. همیلتون

تئوری داو شامل مجموعه از تئوری‌های مربوط به روند بازار بود. از نظر داو روند بلندمدت بازار شامل روند چهار ساله (یا بیشتر) بوده است که یا نزولی بوده یا صعودی. در این میان موج‌های کوتاه‌مدتی هم وجود دارند که بین یک هفته تا یک ماه در بازار به جریان می‌افتند. در نهایت هم ریز موج‌های کوچکی هم در بازار وجود دارند که محدود به نوسانات روزانه می‌شوند.
همیلتون از قوانین و تئوری‌های داو استفاده کرد و روندهای صعودی و نزولی بازار را با دقت بالایی پیش‌بینی کرد. هر چند که او سقوط بازار در سال ۱۹۲۹ را یکی دو سال قبل پیش‌بینی کرده بود، اما مقاله خود را در سال ۱۹۲۹ و سه روز قبل از سقوط بازار منتشر کرد. او چند هفته بعد در سن ۶۳ سالگی فوت کرد. همیلتون اولین نفری بود که از تئوری‌های داو در عمل استفاده کرد.

رابرت رئا (Robert Rhea)

رابرت رئا توانست تئوری داو را به یک روش عملی جهت خرید یا فروش در بازار تبدیل کند. او کتابی با نام تئوری داو در سال ۱۹۳۲ نوشت. او در پیش‌بینی اوج و کف‌های بازار موفق بود و می‌توانست از این پیش‌بینی‌ها سود کند. او بعد از این‌که در تئوری داو به درجه استادی رسید، دیگر نیازی به معامله کردن نداشت و تنها دانش و تجربه خود را چاپ می‌کرد. او توانست کف بازار در ۱۹۳۲ و اوج بازار در ۱۹۳۷ را به درستی پیش‌بینی کند. این اتفاق کمک کرد تا افراد زیاد به خبرنامه سرمایه‌گذاری رئا ثبت نام کنند. او در سال ۱۹۳۹ فوت کرد.

ادسون گولد (Edson Gould)

ادسون گولد جزو معدود افرادی است که سابقه طولانی و موفقی در پیش‌بینی بازار داشت. او حتی در ۸۱ سالگی هم توانست روند بازار در سال ۱۹۸۳ را پیش‌بینی کند. اما او بیشتر ثروت خود را از نوشتن خبرنامه‌های تحلیلی کسب کرد نه سرمایه‌گذاری. او حتی در سال ۱۹۳۰ اشتراک خبرنامه خود را به ۵۰۰ دلار می‌فروخت. او تقریباً تمام روندهای اصلی نزولی و صعودی بازار را درست پیش‌بینی کرده بود. گولد از نمودارهای قیمتی، روانشناسی بازار و اندیکاتورهای تکنیکال برای پیش‌بینی بازار استفاده می‌کرد. او به قدری در کار خود حرفه‌ای بود که حتی پیش‌بینی‌های او بعد از مرگ وی در سال ۱۹۸۷ هم تحقق می‌یافتند.

جان مگی (John Magee)

جان مگی نویسنده کتاب تحلیل تکنیکال بازار سهام است. او این کتاب را در سال ۱۹۴۸ منتشر کرد. مگی جزو اولین معامله‌گرانی است که تنها به قیمت سهام تمرکز داشت. مگی همه چیز را به نمودار تبدیل می‌کرد. از قیمت سهام یک شرکت گرفته تا حجم معاملات و قیمت‌های میانگین. او تقریباً هر چیزی را که می‌شد، به نمودار قیمتی تبدیل می‌کرد. سپس از چارت‌ها برای تشخیص الگوهای نموداری استفاده می‌کرد.
اما نکته عجیب در رابطه با کار جان مگی، معاملات ضعیف او بود. جان مگی به خوبی از مشتریان خود در محافظت از دارایی‌هایشان کمک می‌کرد. اما در مدیریت سبد دارایی خود خیلی موفق نبود. او گاهی اوقات سبد دارایی خود را بر پایه احساسات شخصی می‌فروخت، در حالی که در همان لحظه به مشتریان خود توصیه می‌کرد که دارایی‌های خریداری شده را نگه دارند. با این حال از دهه ۴۰ زندگی او تا روز مرگش در ۸۶ سالگی، مگی یکی از منظم‌ترین تحلیلگران تکنیکال دنیا بود. او هیچ‌گاه به اخبار نگاه نمی‌کرد و ترجیح می‌داد تنها نمودار قیمتی را بررسی کند.
شاید برای مخاطب جالب باشد که چرا در میان تحلیلگران مطرح تکنیکال دنیا نامی از افرادی مثل الیوت، لیورمور و یا گان نیست؟ بایستی توجه داشت که لیورمور در زمینه تئوری سازی تحلیل تکنیکال کار زیادی انجام نداد و در زمان فوت هم ورشکسته بود. الیوت فرضیات تکنیکال خود را مطرح کرد، اما این تئوری‌ها قابلیت تست نداشتند. حتی معامله با تئوری‌های الیوت هم کار سختی است. خطوط گان هم هر چند که از دید انتزاعی مفید به نظر می‌رسند، اما در عمل ایرادات زیادی دارند. هر چند که الیوت و گان ادعا داشتند که سود زیادی را از معاملات خود به دست آورده‌اند، اما هیچ سندی برای تائید این ادعا وجود ندارد.