اول به ریسک فکر کنید بعد به سود!

یکشنبه 16 شهریور 1399 - 9:31

چرا معامله گران تازه‌کار قبل از ورود به معامله به سود فکر می‌کنند و بعد از ورود به معامله به ریسک؟ به نظر شما این نوع طرز تفکر غلط نیست؟ سود معامله برای انگیزه دادن به سرمایه‌گذار و معامله‌گر لازم است. اما فردی که معامله‌گری را به عنوان شغل دنبال می‌کند، نیازی به انگیزه ندارد. معامله گران تازه‌کار به حدی به سود معامله فکر می‌کنند که ریسک‌های پیش رو را نمی‌بینند. انگار به یک سفر طبیعت‌گردی رفته‌اید و به قدری مجذوب زیبایی مارهای سمی شده‌اید که فراموش می‌کنید که دستتان را به سمت یک مار سمی دراز کرده‌اید!

ریسک باید قبل از ورود به معامله محاسبه شود!

تقریباً اکثر معامله گران و سرمایه‌گذاران فعال در بازارهای مالی پیش از ورود به معامله ریسک و بازدهی را بررسی می‌کنند. یک تصویر اولیه از آینده احتمالی معامله در ذهن معامله‌گر یا سرمایه‌گذار شکل می‌گیرد. همین ذهنیت عامل اصلی تصمیمات بعدی معامله‌گر است. معمولاً این گروه از معامله گران در بازار سود و زیان ثابتی را به دست می‌آورند. دلیل آن هم تنها ذهنیت اولیه‌ای است که در ادامه تبدیل به تعصب می‌شود. همین تعصب از خود معامله‌گر محافظت می‌کند.
اما تازه‌کارها کلاً همه چیز را غلط انجام می‌دهند. آن‌ها تنها به سود و بازدهی احتمالی فکر می‌کنند. ریسک‌ها را نادیده می‌گیرند و وارد معامله می‌شوند و تا وقتی‌که معامله در سود است، معامله‌گر هنوز هم به فکر سودهای احتمالی آینده است. اما همین‌که معامله وارد ضرر شد، معامله‌گر به این فکر می‌کند که چه اتفاقی افتاده است؟ چرا بازار سقوط کرده است؟ سقوط بازار یک اصلاح است یا ریزش؟ چرا هیچ‌کس از بازار حمایت نمی‌کند؟ آیا باید از بازار خارج شویم؟ آیا باید فیبوناچی بکشیم؟ ماشینی که برای خرید سهام، ارز یا کالا فروخته بودم را از دست داده‌ام و نیاز به ماشین دارم، آیا باید باقی پول مانده در بازار را خارج کنم و ماشین مدل پایین‌تری بخرم؟ هیچ تعصب و ذهنیتی وجود ندارد! چون برنامه‌ای نیست، معامله‌گر با بالا و پایین شدن بازار هم تغییر موضع می‌دهد!
سؤالاتی که یک معامله‌گر زیان ده می‌پرسد دقیقاً همان سؤالاتی هستند که باید پیش از ورود به معامله از خودش بپرسد. این اولین و بزرگ‌ترین اشتباه معامله گران تازه کار است. آن‌ها به فکر ریسک معامله نیستند. اما و اگر ها را نادیده می‌گیرند و وارد بازار می‌شوند. سود معامله می‌تواند بیشتر از انتظارات معامله‌گر باشد و در عین حال می‌تواند اصلاً وجود نداشته باشد! اما ریسک یک رویداد قطعی است و دیر یا زود اتفاق خواهد افتاد.

آیا برای بستن معامله حق انتخاب دارید؟ یا از روی اجبار معامله را می بندید؟

اگر تازه وارد بازارهای مالی مثل فارکس و سهام شده‌اید و تصوری از حرفه معامله‌گری ندارید، تنها این نکته را به خاطر بسپارید که ریسک یا زیان احتمالی معامله یک روزی تحقق خواهد یافت. برنامه شما برای چنین ریسکی چیست؟ برنامه شما برای مدیریت ریسک باید پیش از ورود به معامله مشخص باشد. اگر فکر می‌کنید تنها با خرید سهام، ارز، طلا یا ارزهای دیجیتال به سود خوبی خواهید رسید، سریعاً افکار خود را سازمان‌دهی کنید. بدبینانه نگاه کنید. فکر کنید پول شما از دست خواهد رفت. با زدن برچسب “هر چه بادا باد” وارد هر معامله‌ای نشوید.
در بازارهای مالی با پول دیگران معامله نکنید. یعنی وام یا قرض نگیرید. سایر دارایی‌های شخصی خود را برای سرمایه‌گذاری نقد نکنید. اگر ماشین یا خانه‌ای دارید و یا طلا نگه داشته‌اید، ریسک نکنید. همه برای دست یافتن به رفاه حداکثری تلاش می‌کنند. نباید برای کسب سود بیشتر، رفاه فعلی را نابود کنید. ریسک اصلی معامله‌گر و هر سرمایه‌گذاری زمانی است که مجبور به بستن معامله شود. یعنی معامله‌گر با اختیار خود معامله را نبندد، بلکه مجبور به بستن معامله شود. باید بدهی دیگران را بدهد، باید قسط بانک را بدهد، باید هر چه سریع‌تر با پول باقی‌مانده خانه کوچک‌تری بخرد، باید سریع‌تر پولش را بردارد و ماشین بخرد. شما به عنوان معامله‌گر یا سرمایه‌گذار باید این حق را به خود بدهید که هر وقت دوست داشتید معامله را ببندید! اگر چنین حقی برای خود قائل نیستید، در بدترین دوره‌های بازار مجبور به بستن معامله یا فروش دارایی‌های خود خواهید شد.
معامله‌گر یا سرمایه‌گذار شاید در معامله‌ای ضرر کند. ضرر بخشی از این کار است. اما معامله‌گری که از روی اجبار معامله‌ای را می‌بندد، ضرری نکرده است، بلکه بازی را باخته است. شما نباید خود را در وضعیتی قرار دهید که در آینده از روی اجبار برای معامله تصمیم بگیرید. همیشه به‌گونه‌ای معامله کنید که حق انتخاب داشته باشید.