ویژگی های مدیر موفق سرمایه گذاری: قاطعیت

یکشنبه 1 دی 1398 - 12:29

مدیران موفق سرمایه‌گذاری ویژگی متمایزی با دیگران دارند. علم و دانشی که برای این حرفه نیاز است را می‌توان از مراکز علمی معتبر به دست آورد. اما در این میان مهارت‌هایی وجود دارند که تنها با بررسی و ارزیابی فعالین موفق این بازار می‌توان به آن‌ها دست یافت. Jason Voss یکی از فعالین موفق بازارهای مالی است. او اخیراً مطالعات زیادی در رابطه با مهارت‌ها و ویژگی‌های خاص مدیران سرمایه‌گذاری موفق انجام داده است. او در مجموعه مقالاتی که در وبلاگ CFA منتشر کرده به بررسی این ویژگی‌ها پرداخته است.
در مقاله اول از سری ویژگی‌های مدیر موفق سرمایه‌گذاری به مسئله خودشناسی پرداختیم. خودشناسی به ما کمک می‌کند تا انتظاراتمان از سرمایه‌گذاری را درک کنیم. انتظارات می‌توانند بر تصمیمات بعدی ما تأثیر بگذارند. در مقاله قبلی هم در رابطه با خلاقیت حرف زدیم. خلاقیت یکی از مهارت‌ها و ویژگی‌های خاص مدیران موفق سرمایه‌گذاری است. خلاقیت به آن‌ها کمک می‌کند تا هیچ‌وقت در بن‌بست قرار نگیرند. این هفته می‌خواهیم با یکی دیگر از ویژگی‌های مدیران موفق سرمایه‌گذاری حرف بزنیم. قاطعیت! فرق بین تحلیلگر و مدیر سرمایه‌گذاری چیست؟

قاطعیت

تفاوت میان تحلیلگر و مدیر سرمایه‌گذاری درست شبیه این است که تحلیلگر سمت و هدف توپ را مشخص می‌کند، اما شلیک توپ بر عهده مدیر سرمایه‌گذاری است. مسئولیت مدیر سرمایه‌گذاری اتخاذ تصمیم نهایی است. همین یک موضوع ساده می‌تواند نشان دهد که استرس کار در مدیر سرمایه‌گذاری چقدر بالا است. وقتی مسئولیت اصلی مدیر سرمایه‌گذاری اتخاذ تصمیم در شرایطی است که هیچ قطعیتی وجود ندارد و همه چیز بر اساس احتمالات است، قاطعیت به یک ویژگی مهم برای مدیر تبدیل می‌شود.
من با تحلیلگران زیادی کار کرده‌ام. سابقه کاری بسیاری از تحلیلگران حتی بیش‌تر از من بوده است. با این حال وقتی‌که از آن‌ها در رابطه با فرصت سرمایه‌گذاری یا کسب‌وکاری نظر خواسته‌ام و دقیقاً این سؤال را پرسیده‌ام که آیا در قیمت‌های فعلی حاضر به خرید یا سرمایه‌گذاری هستند یا خیر؟ همیشه در پاسخ اطلاعات و داده‌های زیادی را در اختیار من گذاشته‌اند. هر چند که داده‌ها و اطلاعات آن‌ها بسیار مفید بوده، اما در بسیاری از موارد شاهد فلج شدن قدرت تحلیلی آن‌ها بودم. آن‌ها نمی‌توانستند موضع جدی در قبال تحلیل انجام شده اتخاذ کنند. برای هر مزیتی که برای سرمایه‌گذاری تعریف می‌کردند، یک عیب هم مشخص می‌کردند. نتیجه تحلیل آن‌ها در بهترین حالت وضعیت ۵۰-۵۰ بود. این وضعیت نشان می‌دهد که یک تحلیلگر با وجود داشتن اطلاعات زیاد، شاید قدرت تصمیم‌گیری جدی نداشته باشد.
من فکر می‌کنم که عدم قاطعیت تحلیلگران چند دلیل دارد. ابتدا باید تحلیلگران و مدیران سرمایه‌گذاری به این نکته توجه داشته باشند که هیچ چیز قطعی در رابطه با آینده وجود ندارد. هیچ حقیقتی نیست که به طور قطعی از آینده خبر دهد. حقیقتی که در اختیار ما قرار دارد، مربوط به گذشته است، اما نتیجه سرمایه‌گذاری در آینده مشخص خواهد شد. به همین دلیل تصمیم‌گیری در رابطه با سرمایه‌گذاری هیچ وقت نمی‌تواند همراه با اعتقاد یا ایمان قلبی به نتیجه سرمایه‌گذاری باشد. هیچ حقیقتی نمی‌تواند برای شما تصمیم بگیرد. به همین دلیل اگر می‌خواهید در تصمیم‌گیری قاطعیت داشته باشید، باید با این واقعیت کنار بیاید.
دومین نکته‌ای که همیشه باید به آن توجه داشت، دخالت احساسات و عواطف شخصی تحلیلگر است. در مقاله اول “ویژگی‌های مدیر موفق سرمایه‌گذاری” روش ساده‌ای برای مدیتیشن و یافتن انتظارات فردی از سرمایه‌گذاری را آموزش دادیم. این مدیتیشن می‌تواند به شما کمک کند تا احساست و عواطف خود را هم کنترل کنید. سومین راه حلی که می‌تواند شما را از بن‌بست خارج کند، اتخاذ تصمیمات کوچک است. اگر فکر کردید که نمی‌توانید تصمیم قاطعی در رابطه با یک موضوع سرمایه‌گذاری اتخاذ کنید، کافی است که تصمیمات کوچکی بگیرد. تصمیمات کوچک به شما کمک می‌کنند که بتوانید از بن‌بست خارج شوید و به تدریج برای تصمیم بزرگ‌تر آماده شوید.
وقتی‌که می‌خواستم از سمت مدیریت سرمایه‌گذاری بازنشسته شوم، تصمیم گرفتم که ابتدا جانشینم را استخدام کنم. ما چندین ماه در یک دفتر مشترک کار می‌کردیم و راه‌کارها و تجربیات خودم را در اختیار او قرار می‌دادم. همان‌طور که انتظار داشتم در ابتدای کار تمام سؤالات او در رابطه با این بود که من چگونه توانستم به این جا برسم، چه روابطی داشتم و انتخاب‌های من چه بود؟ همه سؤالاتی که جانشینم از من می‌پرسید برای کسب تجربه و دانش بود. تا این‌که در اوایل ماه اوت سال ۲۰۰۵ او با یک حالت عصبانی به من گفت که چرا وقتی می‌توانی آن کار را بکنی، کار دیگری را انجام می‌دهی؟ او تصمیم مرا زیر سؤال برده بود. سریعاً بعد از پرسیدن این سؤال عذرخواهی کرد. اما من در جواب گفتم که این همان لحظه‌ای است که من مدت‌ها منتظر آن بودم. بعد از آن صندوق سرمایه‌گذاری را در اختیار او قرار دادم و سه هفته بعد بازنشست شدم. جانشین من توانسته بود به قدرت تصمیم‌گیری و قاطعیت برسد.