ویژگی های مدیر موفق سرمایه گذاری: مدیریت انتظارات شخصی

یکشنبه 17 آذر 1398 - 14:02

فرقی نمی‌کند که با سرمایه خودتان در بازار فعالیت کنید و یا مدیر یک صندوق باشید. هر فردی که با سرمایه مشخصی وارد بازار می‌شود و اقدام به نوسان گیری می‌کند، در واقع یک مدیر سرمایه‌گذاری است. ما همیشه در مقالات مربوط به معامله‌گری با تکنیک های معامله‌گری و مسائل مربوط به مدیریت ریسک و روانشناسی حرف زده‌ایم. این بار می‌خواهیم در رابطه با مهارت‌هایی حرف بزنیم که به معامله گران کمک می‌کند تا به عنوان یک مدیر سرمایه‌گذاری موفق عمل کنند. مهارت‌هایی که امروز و در هفته‌های آینده در رابطه با آن حرف خواهیم زد تجربه مدیران موفق سرمایه‌گذاری است که این راه را رفته‌اند و توانسته‌اند تجربیات و دانش با ارزشی را به دست آورند. در ادامه مقاله جالب و متفاوت جیسون وُس (Jason Voss) در زمینه خود اندیشی را می‌خوانید. این مقاله به شما کمک می‌کند تا علاوه بر این‌که خودتان را بشناسید، بلکه انتظارات خودتان از سرمایه‌گذاری را هم درک کنید.

خود اندیشی

من در حرفه خودم کارآموزان زیادی را برای حرفه‌های تحلیلگری و مدیریت صندوق استخدام کرده‌ام و حتی در سال ۲۰۰۵ که از سمت مدیریت سرمایه‌گذاری بازنشسته می‌شدم، جانشینم را هم خودم انتخاب کردم. همه این تجربیات به من کمک کرده‌اند تا مهارت‌هایی که یک مدیر سرمایه‌گذار موفق داراست را پیدا کنم. بسیاری از مهارت‌هایی که یک مدیر موفق سرمایه‌گذاری نیاز دارد، مهارت‌های بدیهی هستند. مثل عشق به علم اقتصاد، کسب‌وکار و مسائل مالی، داشتن انگیزه زیاد، اعتماد به نفس، پشت‌کار و … . تمامی مهارت‌هایی که اشاره شده پیش‌نیازهای حرفه سرمایه‌گذاری هستند. با این حال در این میان مهارت‌های دیگری هم هستند که برای موفق شدن در این حرفه نیاز هستند و معمولاً در مدارس کسب‌وکار به آن‌ها اشاره‌ای نمی‌شود. حتی بسیاری از شرکت‌ها هم در استخدام مدیران سرمایه‌گذاری شاید به چنین مهارت‌هایی اصلاً توجهی نداشته باشند. اگر می‌خواهید خودتان را از جمع جدا کنید و به یک مدیر سرمایه‌گذاری موفق تبدیل شوید، بهتر است که مهارت‌های خود را ارتقا دهید. در این مقاله ما ابتدا از مهارت خود اندیشی شروع می‌کنیم و در مقالات بعدی مهارت‌های دیگر را هم معرفی می‌کند.
خود اندیشی یعنی اینکه فرد باید به درجه بالایی از شناخت خود برسد. شما باید بتوانید ضعف‌های خود را بشناسید و برطرف کنید. اگر نتوانید ضعف های خود را شناسایی کنید و با نظم و برنامه‌ریزی آن‌ها را برطرف کنید، مجبور خواهید شد تا اشتباهات را دوباره تکرار کنید. تقریباً هیچ شرکت مدیریت سرمایه‌ای به آن اندازه صبور نیست که بتواند اشتباهات تکراری را تحمل کند. خود من هم در حرفه چندین ساله‌ام همیشه سعی کردم که اشتباهاتم را تکرار نکنم و تلاش‌های من هم نتیجه داد. من اشتباهات زیادی مرتکب شده‌ام اما این اشتباهات تکراری نبوده‌اند.
اگر شما خودتان را نشناسید، ابزارهای ذهنی که در اختیار دارید را نمی‌توانید با استعدادهای درونی خود تطبیق دهید. به طور مثال اگر شما تنها زمانی عملکرد خوبی دارید که آدرنالین در رگ‌های شما سرازیر شده و نیاز به اتخاذ تصمیمات مهم و فوری است، تحلیل صورت‌های مالی و ارزیابی جریانات نقدینگی خیلی به کار شما نخواهد آمد. شاید بهتر باشد که شما از بسته‌های نرم‌افزاری استفاده کنید که به شما کمک می‌کند تا اطلاعات محدود ولی مهم را سریعاً به دست آورید و بر اساس آن‌ها اقدام کنید. چنین شخصی نمی‌تواند یک سرمایه‌گذار صبور باشد، اما برای حرفه معامله‌گری می‌تواند گزینه خوبی باشد. چنین شخصیتی در پشت میز معاملاتی عملکرد خیلی بهتری خواهد داشت. تنها شناخت درونی از توانایی‌ها و استعدادهای ذاتی می‌تواند جایگاه دقیق و مناسب شما را در این کسب‌وکار مشخص کند.
اولین بار که از تحلیلگری به سمت مدیریت سبد دارایی رسیدم، سهام شرکت International Rectifier را خریداری کردم. من چندین ماه زمان صرف کردم تا این سهام را برای خرید انتخاب کنم. مدل تحلیلی من نشان می‌داد که ارزش منصفانه سهام این شرکت ۴۵ دلار است و قیمت بازاری هم تقریباً همین مقدار بود. بعد از اینکه من این سهام را خریداری کردم، قیمت سهام افت کرد و حتی به زیر قیمت منصفانه ۴۵ دلاری رسید. تنها زمانی به اشتباه خودم پی بردم که قیمت سهام کاهش یافته بود. من یکی از اصول پایه‌ای سرمایه‌گذاری خودم را فراموش کرده بودم. اصل ساده من در خرید سهام این بود که باید قیمت بازاری سهام حداقل ۱۵ درصد کمتر از ارزش ذاتی آن باشد. این تجربه باعث شد تا من رو به مدیتیشن بیاورم. مدیتیشن پیش از سرمایه‌گذاری به من کمک می‌کند تا جوانب زیادی را ارزیابی کنم و تصمیم بهتری را اتخاذ کنم. مدیتیشن باعث می‌شود تا سناریوهای مختلف را بررسی کنم. این سناریوها بیشتر نشانگر واکنش احتمالی من به اتفاقاتی است که شاید اصلاً اتفاق نیفتند. با این حال هر کسی از سرمایه‌گذاری انتظاراتی دارد. اگر این انتظارات منطقی نباشند، کار برای سرمایه‌گذار سخت خواهد شد. یکی از راه های مفید برای شناخت انتظارات مدیتیشن است.

از مدیتیشن برای شناخت خود و انتظاراتی که از سرمایه‌گذاری دارید استفاده کنید


مدیتیشن تجسمی یا خلاقانه یکی از ابتدایی‌ترین تمرینات مدیتیشن است. این سبک مدیتیشن مشابه مدیتیشن بودائی است. به طور کلی در این سبک ما سعی می‌کنیم احتمالات مختلفی را تجسم کنیم. به طور مثال یک فوتبالیست شاید خود را این گونه تجسم کنم که ضربه محکمی به توپ می‌زند و یک گل فوق‌العاده را به ثمر می‌رساند. شاید او بار دیگر این تجربه را تصور کند اما این بار فکر کند که بعد از زدن گل همه او را تشویق می‌کنند یا گل او بهترین گل فصل شناخته می‌شود. او دوباره این تجربه ذهنی را تکرار خواهد کرد و این بار شاید جزئیات دیگری هم به آن اضافه کند و احساسات جدیدی را در این تصویرسازی ذهنی تجربه کند. همین تجسم کردن باعث می‌شود تا خلاقیت فرد هم تقویت شود و تنها به یک سبک خاص متکی نباشد. اما این روش چه ربطی به سرمایه گذاری دارد؟ این روش کمک می کند تا شما تمام سناریوی های احتمالی که از نتیجه سرمایه گذاری دارید را از جوانب مختلف شبیه سازی کنید و به نوعی برای آینده سرمایه گذاری آماده شوید. این روش شبیه سازی کمک می کند تا شما با واقعیت روبرو شوید و با آن کنار بیاید. برای شروع این نوع مدیتیشن تنها کافی است که مراحل زیر را طی کنید:
برای تصورات و تجسمات خودتان یک هدف انتخاب کنید: می‌خواهید به چه چیزی برسید؟ برای یک سرمایه‌گذار حرفه‌ای هدف نهایی تبدیل شدن به یک سرمایه‌گذار بزرگ است. شاید سرمایه‌گذار دیگری بخواهد که ریسک‌های موجود در سبد دارایی را کاهش دهد. شما در پیدا کردن هدفی که بر روی آن تمرکز می‌کنید مختارید و هیچ محدودیتی وجود ندارد. همین‌که هدف مشخص شد، آن را روی کاغذ بنویسید.
زمان و مکان لازم برای ریلکسیشن پیدا کنید: مدیتیشن تجسمی نیازمند حداقل ۱۰ تا ۳۰ دقیقه زمان است تا بخش‌های خلاقانه ذهن شما فعال شوند. اگر اولین بار است که از مدیتیشن برای یافتن راه‌کارهای خلاقانه جهت مدیریت انتظارات خود و پیاده‌سازی آن‌ها استفاده می‌کنید، شاید به زمان بیشتری نیاز داشته باشید.
روش‌های رسیدن به هدف خود را از دید حواس چندگانه خود تجسم کنید: چه احساسی نسبت به هدفتان دارید؟ وقتی به هدفتان فکر می‌کنید چه شکل و شمایلی برای آن تصور می‌کنید؟ از حواس چندگانه خود برای تجسم و توصیف هدفتان کمک بگیرید. به طور مثال اگر شما سعی می‌کنید که ریسک‌های پنهان در سبد دارایی خودتان را پیدا کنید، شاید بهتر باشد که از تصویرسازی آن در ذهن استفاده کنید. اگر می‌خواهید سهامی را بخرید، شاید بهتر باشد که سوختن لوگوی شرکت را هم تجسم کنید یا صدای انفجار آن را تجسم کنید. چنین تصوراتی شاید در ابتدا مضحک به نظر برسند، اما توجه داشته باشید که هدف از این کار فعال کردن خلاقیت ذهن شماست. فعال شدن حواس شما باعث بهبود کیفیت تصویرسازی ذهنی می‌شود و خلاقیت شما را تقویت می‌کند.
رسیدن به هدف را از دید احساسات و عواطف خود تجسم کنید: چه حسی نسبت به هدف دارید؟ اگر به این هدف برسید چه واکنشی نشان خواهید داد؟ دیگران چه واکنشی خواهند داشت؟ آیا ناامید شده‌اید؟ استرس دارید؟ آرامید؟ درست‌ترین احساساتی که برای رسیدن به هدف نیاز دارید چیست؟ شاید شما احساسات و عواطف زیادی را تجربه کنید. سعی کنید که تمامی احساسات خود را به تصورات خودتان از هدف اضافه کنید. اجازه دهید ذهنتان آزاد باشد. خلاقیت شما در این زمینه نباید محدودیتی داشته باشد.
دست‌یابی به هدف را از بُعد تفکرات منطقی تصور کنید: نظرتان در رابطه با هدفی که دارید چیست؟ آیا این هدف یک فرصت عالی در حرفه شغلی شماست؟ یا فکر می‌کنید که فرصت شغلی که در یک شرکت به دست آورده‌اید یک بمب ساعتی است که هر لحظه امکان دارد شما را نابود کند؟ مطمئن شوید که هدف مشخص شده را از تمامی زوایا بررسی کنید.
تصور کنید که تجسم ذهنی شما تحقق یافته است: مراحل قبلی به شما کمک می‌کنند تا هدف خودتان را تجسم کنید. تجسم کردن هدف و تجربه ذهنی در دست‌یابی به آن نقش پررنگی دارند. حال تصور کنید که به این هدف دست یافته‌اید. اگر در مراحل قبلی عمیقاً هدف خود را تجسم کرده باشید و از خلاقیت ذهنی خودتان کمک گرفته باشید، تجربه شما در تصور رسیدن به هدف بسیار واقعی خواهد بود. در این مرحله سعی کنید تا جایی که امکان دارد جزئیات جدیدی را به تجسمات خود اضافه کنید.
تجربه خود را با اغراق زیاد توصیف کنید: سعی کنید تجربه‌تان از تجسم سازی ذهنی را با کلمات و جملات اغراق‌آمیز توصیف کنید. این کار باعث می‌شود تا ذهن شما از وضعیت عادی خود خارج شود و با روش‌های خلاقانه‌ای با موضوعات برخورد کند. تجربیات خود از مدیتیشن را یادداشت کنید، تا بعداً آن‌ها را مرور نمایید. لحن اغراق‌آمیز شما در توصیف تجربه‌ای که داشتید شاید شما را به خنده بیندازد. این یعنی در توصیف اغراق‌آمیز تجربه موفق عمل کرده‌اید. توجه داشته باشید که خلاقیت یعنی ساختن چیزی جدید، غیرمنتظره یا چیزی که برای شما تازگی دارد.
تجربه خود از مدیتیشن را جذب کنید: بعد از اینکه تجسم سازی ذهنی انجام شد، باید آن را تجربه کنید. تمام چیزهایی که در حین مدیتیشن تجربه کرده و روی کاغذ نوشته‌اید را تجربه کنید. خودتان را در این تصویرسازی ذهنی تجسم کنید و مدت‌زمانی را برای تجربه مجدد آن صرف کنید. کدام جزئیات این تجسم ذهنی مهم هستند؟ آیا نکته‌ای در این تجربه وجود دارد که شما را شگفت‌زده می‌کند؟ هر چیزی که به نظرتان عجیب بود و بر شما تأثیر می‌گذارد را یادداشت کنید.
تا وقتی‌که به طور کامل بر هدف تمرکز نکرده‌اید، به تصویرسازی ذهنی ادامه دهید: بعد از اینکه یک تصویر ذهنی از هدفی که دارید ساختید، سعی کنید آن را دوباره مرور کنید. هر چه قدر با این هدف بیشتر درگیر شوید و به آن بال و پر بدهید، جزئیات برای شما شفاف‌تر خواهد شد و بیشتر با هدف و انتظارات شخصیتان از آن هدف آشنا خواهید شد.