بخش چهارم محاسبه پارامتر های معامله: موجودی حساب و سیگنال ها را به درستی مدیریت کنید

یکشنبه 15 اردیبهشت 1398 - 16:07

این هفته می‌خواهیم چند سیگنال معاملاتی که در چند بازار مختلف صادر شده‌اند را بررسی کنیم. می‌خواهیم به کمک محاسبه پارامترهای معامله، سبدی از سیگنال‌های معاملاتی را ایجاد کنیم و سپس وارد معامله شویم و این موضوع را برای معامله گران تازه کار یادآوری کنیم که تحلیل تکنیکال در تمامی جفت ارزهای فارکس جواب می‌دهد و می توان با مدیریت ریسک تمامی معاملات از موجودی حساب بهترین استفاده را ببریم.
در این مقاله کار ما خیلی ساده است. اول چند جفت ارز مختلف را انتخاب می‌کنیم. در این جفت ارزها به دنبال سیگنال می‌گردیم. بعد از تشخیص سیگنال معاملاتی پارامترهای معامله را محاسبه می‌کنیم. بعد از مشخص شدن ریسک معاملات وارد بازار می‌شویم. اما چرا می‌خواهیم به جای یک سیگنال از سبدی از سیگنال استفاده کنیم؟ چون سیگنال‌ها همیشه درست عمل نمی‌کنند. برخی فورا عمل می‌کنند و برخی شاید به زمان بیشتری نیاز داشته باشند. برخی از سیگنال‌ها می‌توانند حرکت سریعی را به راه بیندازند و برخی دیگر شاید حرکات آرام و کُندی داشته باشند. ما می‌خواهیم از تمامی سیگنال‌هایی که شکار کرده‌ایم استفاده کنیم.
چند جفت ارز را برای تحلیل و معامله انتخاب کنید
چرا معامله‌گران تازه‌کار فقط به یک جفت ارز نگاه می‌کنند؟ معامله‌گران تازه‌کار با ابزارهای تکنیکال بازار را تحلیل می‌کنند و وارد بازار می‌شوند. در تحلیل تکنیکال محدودیتی وجود ندارد. شما اگر تحلیل تکنیکال بلد باشید می‌توانید هر چند جفت ارزی که دوست داشتید را تحلیل کنید. سیگنال‌های تکنیکال هم در تمامی جفت ارزها و بدون توجه به شرایط بنیادی آن‌ها یکسان است. سیگنال پین بار می‌تواند در جفت ارز EURUSD یا GBPUSD صادر شود و در هر دو هم یک معنی داشته باشد. اگر شما هم جزو افرادی هستید که فقط به یک جفت ارز نگاه می‌کنید، سعی کنید از این به بعد چند جفت ارز را هم‌زمان تحلیل کنید.
معمولاً جفت ارزهای EURUSD، GBPUSD، USDJPY، AUDUSD، NZDUSD، USDCHF و USDCAD گزینه‌های بهتری برای تحلیل و معامله هستند. همان‌طور که مشاهده می‌شود همیشه یک طرف این جفت ارزها دلار آمریکاست. این جفت ارزها بیشترین حجم معامله را دارند و این یعنی حجم معاملات بازار همیشه به قدری هست که از نوسانات غیر عادی بازار جلوگیری کند. این جفت ارزها برای تحلیل تکنیکال هم مناسب هستند. از آنجایی که از ارز های اصلی تشکیل شده‌اند، همیشه نوسانات خوبی هم دارند. سعی کنید حداقل چهار جفت ارز انتخاب کنید. اگر توانستید همه آن‌ها را بررسی کنید و حتی قیمت اونس طلای جهانی را هم به آن‌ها اضافه کنید.
شما معامله‌گرید. معامله‌گر دو کار را باید با مهارت بالایی انجام می‌دهد: فرصت معاملاتی را پیدا کند و با مدیریت سرمایه از فرصت پیش آمده سود کند. معامله‌گر حرفه‌ای تنها با این فکر که فلان جفت ارز خوب نیست، فرصت‌های معاملاتی پیش روی خود را محدود نمی‌کند. پس اگر شما هم جزو افرادی هستید که در انتخاب جفت ارزها بر مبنای احساسات شخصی تصمیم می‌گیرید، بهتر است که هر چه سریع‌تر دیدگاه‌های خود را تغییر دهید. شما به عنوان معامله‌گر باید همواره فرصت‌های معاملاتی را شناسایی کنید و بهترین فرصت را برای معامله انتخاب کنید. در این مقاله ما به طور نمونه شش جفت ارز زیر را در نظر گرفته‌ایم:
EURUSD GBPUSD USDCAD AUDUSD NZDUSD USDJPY

فرصت‌های معاملاتی را تشخیص دهید و سبدی برای سیگنال‌ها تشکیل دهید

به شش نمودار چهارساعته زیر نگاه کنید. آخرین فرصت‌های معاملاتی که در نمودارهای چهارساعته مشاهده شده‌اند را علامت زده‌ایم. ما در این بخش به مسائل تحلیلی وارد نمی‌شویم و فرض می‌کنیم که معامله‌گر در زمان مناسب بازار را تحلیل کرده و با صدور سیگنال، آن را سریعاً شکار کرده است.
همان‌طور که مشاهده می‌کنید از شش جفت ارزی که بررسی می‌کنیم، فقط یک جفت ارز فرصت معاملاتی نداشته است. بقیه پنج مورد سیگنال معاملاتی خوبی را صادر کرده‌اند. اینکه دلیل بنیادی سیگنال‌های معاملاتی چیست مهم نیست. چیزی که مهم است، سیگنال‌های معاملاتی است که صادر شده‌اند. در این جا نکته مهمی وجود دارد که باید به دقت به آن توجه کنید. کدام سیگنال فرصت بهتری برای معامله داشت؟

نمودار چهارساعته یورو دلار آمریکا EURUSD

نمودار چهارساعته یورو دلار آمریکا EURUSD

نمودار چهارساعته پوند انگلستان دلار آمریکا GBPUSD

نمودار چهارساعته پوند انگلستان دلار آمریکا GBPUSD

نمودار چهارساعته دلار نیوزیلند دلار آمریکا NZDUSD

نمودار چهارساعته دلار نیوزیلند دلار آمریکا NZDUSD

نمودار چهارساعته دلار آمریکا دلار کانادا USDCAD

نمودار چهارساعته دلار آمریکا دلار کانادا USDCAD

نمودار چهارساعته دلار آمریکا ین ژاپن USDJPY

نمودار چهارساعته دلار آمریکا ین ژاپن USDJPY

نمودار چهارساعته دلار استرالیا دلار آمریکا AUDUSD

نمودار چهارساعته دلار استرالیا دلار آمریکا AUDUSD

در نمودارهای EURUSD، GBPUSD و USDJPY بعد از ظاهر شدن سیگنال پین بار، بازار در چهار ساعت بعد از آن حرکت کرده است. اما در نمودارهای NZDUSD و AUDUSD بعد از ظاهر شدن سیگنال بازار بیش از چهار ساعته زمان لازم داشت تا حرکت کند. تقریباً در NZDUSD سیگنال بعد از ۴ کندل چهارساعته عمل کرده و در نمودار AUDUSD هم سیگنال خرید تا چهار ساعت عمل نکرده است. در USDCAD هم اصلاً سیگنالی برای ورود به معامله صادر نشده است. دقت کنید که ما در حال بررسی گذشته هستیم و سیگنال در زمان حال صادر نشده است. در زمان صدور سیگنال مشخص نیست که واقعاً سیگنال عمل می‌کند یا خیر و یا اصلاً چقدر زمان لازم است که سیگنال عمل کند.
به اندازه حرکت بازار بعد از عمل کردن سیگنال‌ها هم توجه کنید. در EURUSD بعد از عمل کردن سیگنال پین بار، بازار در عرض چهار ساعت تقریباً ۳۵ پیپ رشد کرده است. در GBPUSD اندازه حرکت بازار در چهار ساعت تقریباً ۱۴۷ پیپ بوده است. USDJPY تقریباً در همین مدت ۲۸ پیپ حرکت کرده است. در AUDUSD بعد از صادر شدن سیگنال خرید، بازار در عرض ۸ ساعت فقط ۲۵ پیپ حرکت کرده است. در NZDUSD بعد از صادر شدن سیگنال خرید، ۱۶ ساعت زمان برده تا سیگنال عمل کند و در عرض ۸ ساعت تنها ۳۰ پیپ حرکت کرده است. اندازه حرکت بازار را از قیمت بسته شدن پین بار تا اوج کندل بعدی حساب کرده‌ایم.
همان‌طور که ملاحظه می‌کنید ما پنج سیگنال معاملاتی خوب داشتیم. تمامی سیگنال‌های صادر شده هم پین بار بوده‌اند و به نوعی از دید تکنیکال یکسان هستند. اما میزان حرکت بازار و مدت زمانی که طول کشیده تا سیگنال‌ها عمل کنند، تفاوت دارند. کدام سیگنال برای ورود به معامله بهتر بود؟ سیگنال خرید GBPUSD؟ یا EURUSD؟
از دید بنیادی علت تشکیل این سیگنال‌ها کاملاً مشخص است. اما بازار در شرایط عادی به حد کافی پیچیده است. معامله‌گر نمی‌تواند تمامی مسائل بنیادی را زیر نظر بگیرد. در چنین شرایطی بهتر است که تنها به استراتژی تحلیل تکنیکال اعتماد کرد و با یک مدیریت سرمایه خوب از فرصت‌های به دست آمده استفاده کرد. ما نمی‌توانیم آینده سیگنال‌های معاملاتی را دقیق پیش‌بینی کنیم، ولی می‌توانیم بخشی از سرمایه خود را در این سیگنال‌ها سرمایه‌گذاری کنیم.

پارامترهای معامله را حساب کنید

برای آشنایی با نحوه پارامترهای معامله به مقالات قبلی ما نگاه کنید. در اینجا ما سریعاً با فرمول‌های ساده ریسک معاملات را محاسبه می‌کنیم و سپس با توجه به آستانه تحمل ریسک خود بهترین حجم معامله را برای سیگنال‌ها حساب می‌کنیم. این کار به ما کمک می‌کند تا ریسک معاملات را خودمان تعیین کنیم و در عین حال ترکیب دارایی خود را به گونه‌ای به تصویر بکشیم که از واقعیت دور نشویم.

یک: ارزش هر پیپ را محاسبه کنید.

فرمول محاسبه ارزش پیپ برای جفت ارزهای غیر ین:
عدد ۰٫۰۰۰۱ را بر نرخ برابری تقسیم کنید. نتیجه را در ۱۰۰ هزار ضرب کنید تا ارزش هر پیپ برای یک لات به دست آید. اگر ارز پایه جفت ارز دلار نیست، ارزش هر پیپ را باید به دلار تبدیل کنید.
فرمول محاسبه ارزش هر پیپ برای جفت ارزهای ین ژاپن:
عدد ۰٫۰۱ را بر نرخ برابری تقسیم کنید. عدد به دست آمده را به ۱۰۰ هزار ضرب کنید تا ارزش هر پیپ برای یک لات به دست آید. اگر ارز پایه جفت ارز دلار نیست، ارزش هر پیپ را باید به دلار تبدیل کنید.
ارزش هر پیپ EURUSD برای یک لات:

فرمول محاسبه ارزش پیپ برای EURUSD

فرمول محاسبه ارزش پیپ برای EURUSD

ارزش هر پیپ EURUSD برای یک لات برابر ۸٫۹۶ یورو است. از آنجایی که حساب ما دلاری است، باید این عدد به دلار تبدیل شود. پس ۸٫۹۶ را به نرخ برابری یورو به دلار ضرب می‌کنیم.

تبدیل ارزش پیپ به دلار

تبدیل ارزش پیپ به دلار

ارزش هر پیپ EURUSD برای معامله‌ای با حجم یک لات برابر ۱۰ دلار است.
محاسبه ارزش هر پیپ برای GBPUSD، NZDUSD و AUDUSD هم به همین روش است. ما در این جا نرخ برابری را قیمت بسته شدن پین بار در نظر گرفتیم.
ارزش هر پیپ USDJPY برای یک لات:

فرمول محاسبه ارزش پیپ برای ین

فرمول محاسبه ارزش پیپ برای ین

چون ارز پایه جفت ارز USDJPY دلار آمریکاست، ارزش هر پیپ هم بر اساس دلار به دست می‌آید.

دو: موجودی حساب، اهرم و آستانه تحمل ریسک را مشخص کنید.

موجودی حساب شما چقدر است و حاضرید چند درصد از آن را برای به دست آوردن سود به خطر بیندازید؟ حساب شما اگر ۱۰۰۰ دلار باشد و آستانه تحمل ریسک شما ۱۰ درصد، یعنی شما می‌توانید در معاملات خود تا ۱۰ درصد کل حساب ریسک کنید. این یعنی حد ضرر معامله یا مجموع معاملات نباید بیشتر از ۱۰ درصد باشد. در این جا معامله‌گر حتماً باید به اهرم حساب هم توجه کند. اهرم حساب برای تعیین حجم معاملات و ریسک آن‌ها ضروری است. در این مثال ما فرض می‌کنیم که اهرم حساب یک به صد است.

سه: ریسک معاملات را به طور جداگانه محاسبه کنید.

در مرحله اول ارزش هر پیپ را برای یک لات معامله محاسبه کردیم. حال باید حد ضرر معاملات را به دلار حساب کنیم.

جدول پارامتر های معامله

جدول پارامتر های معامله

ریسک معاملات برای یک لات (۱۰۰ هزار واحد ارز پایه) و ۰٫۱ دهم لات (۱۰ هزار واحد ارز پایه) محاسبه شده است. به طور مثال ریسک معامله EURUSD برای ۰٫۱ لات برابر ۲۶ دلار است. یعنی اگر معامله با ضرر بسته شود، حداکثر زیان ممکن ۲۶ دلار خواهد بود.
همچنین در آخرین ستون جدول نسبت حد سود به حد ضرر هم محاسبه شده است. این نسبت برای سیگنال AUDUSD پنج است! یعنی به ازای هر ۱۰ دلاری که ریسک می‌کنیم، انتظار ۵۰ دلار سود را داریم. اما اگر به نمودار چهارساعته توجه کنید، دلار استرالیا و دلار نیوزیلند کمترین حرکت را نسبت به سایر سیگنال‌ها ثبت کرده‌اند. شاید این حرکات ادامه یابند و بازار به حد سودهای مشخص شده برسد، اما در این جا ما فرض می‌کنیم که معاملات بعد از یک یا دو کندل بعد پین بار بسته شده‌اند.

چهار: با توجه به آستانه تحمل ریسک، بهترین حجم معامله را برای سیگنال‌ها انتخاب کنید.

اگر آستانه تحمل ریسک شما ۱۰ درصد است، پس باید ۱۰ درصد سرمایه را بین سیگنال‌ها تقسیم کنید. اگر حساب شما ۱۰۰۰ دلاری است، پس تنها می‌توانید ۱۰۰ دلار ریسک کنید. یعنی مجموع حد ضرر معاملات باید ۱۰۰ دلار باشد. اهرم استفاده شده یک به صد است.

مارجین لازم برای سیگنال ها

مارجین لازم برای سیگنال ها

طبق جدول بالا اگر برای هر کدام از جفت ارزها یک معامله ۰٫۱ لات باز کنید، در مجموع ۴۸۰٫۴۶ دلار از موجودی حساب شما بلوکه خواهد شد. این یعنی ۵۱۹٫۵۴ دلار از حساب آزاد خواهد بود. در کنار این مجموع ریسک معاملات (حد ضرر) نیز برابر ۱۲۹٫۸ دلار است، یعنی ۱۲٫۹۸ درصد کل حساب. یعنی اگر تمام معاملات در ضرر بسته شوند، موجودی حساب شما ۱۲۹٫۸ دلار کم خواهد شد. از آنجایی که آستانه تحمل ریسک شما ۱۰ درصد در نظر گرفته شده، باید از برخی سیگنال‌ها صرف نظر کنید تا مجموع ریسک معاملات به زیر ۱۰ درصد برسد.

پنج: نتیجه سبد سیگنال معاملاتی را ارزیابی کنید.

فرض کنید ما از پنج سیگنال صادر شده، سیگنال‌های NZDUSD و AUDUSD را به خاطر تأخیر در فعال شدن سیگنال‌ها در نظر نگرفته‌ایم، تا ریسک کل معاملات هم به ۱۰ درصد (آستانه تحمل ریسک) برسد. اگر به نمودارها دقت کنید، جفت ارزهای EURUSD و GBPUSD به حد سود اول رسیده‌اند و USDJPY هنوز به حد سود نرسیده، اما در سود است.
این یعنی شما می‌توانید دو معامله خود را در EURUSD و GBPUSD ببندید. این یعنی ریسک ۲۶ دلاری یورو (۲٫۶ درصد) و ریسک ۴۵ دلاری پوند (۴٫۵ درصد) از بین رفته‌اند. موجودی حساب به خاطر سود این دو معامله تقریباً ۱۴۰ پیپ (۱۴ درصد حساب) افزایش یافته و در عین حال مارجین های بلوکه شده هم آزاد شدند. این یعنی ریسک ۷٫۱ درصدی معاملات از بین رفته است و حساب شما تنها با ۲۸٫۸ دلار یا ۲٫۸۸ درصد ریسک مواجه است. این ریسک همان ریسک معامله USDJPY است. شما دوباره می‌توانید به دنبال فرصت معامله باشید و به اندازه ۷ درصد دیگر هم ریسک کنید!

جمع‌بندی

معامله‌گران تازه‌کار فکر می‌کنند مشکل اصلی آن‌ها ضعف در تحلیل بازار است. به همین دلیل بیشتر بر مهارت‌های تحلیلی خود تمرکز می‌کنند. دیده شده که معامله‌گران تازه‌کار فقط با یک جفت ارز کار می‌کنند. حجمی که برای معاملات انتخاب می‌کنند برای تمامی سیگنال‌ها یکسان است و حد ضرر برای آن‌ها معنایی ندارد. این دسته از معامله‌گران حتی حاضر نیستند برای خود فرصتی دوباره بدهند. این همه محدودیت برای چیست؟ ما در چهار مقاله اخیر سعی کردیم این حقیقت را برای معامله‌گران روشن کنیم که بزرگ‌ترین دشمن آن‌ها نه ضعف تحلیل بلکه ضعف مدیریت ریسک است. هر معامله‌گری این حق را دارد که ریسک معامله را خودش تعیین کند.
معامله‌گری که با تحلیل تکنیکال کار می‌کند، تنها به نمودار قیمتی نیاز دارد. پس چرا برخی از معامله‌گران آماتور بین جفت ارزها تفاوت قائل می‌شوند؟ چرا فرصت‌های معاملاتی را برای خود محدود می‌کنند؟ چهار مقاله محاسبه پارامترهای معامله را دوباره بخوانید. سعی کنید به این نتیجه برسید که ریسک را می‌توان به طور دقیق تعیین کرد. ریسک را می‌توان بین چند سیگنال تقسیم کرد. نیازی نیست تمام موجودی حساب به خاطر یک معامله به خطر بیفتد. اگر معاملات با ضرر بسته شد و ۱۰ درصد حساب سوخت، ۹۰ درصد آن هنوز باقی است تا زیان‌ها را بتوان جبران کرد. همیشه باید برای جبران ضررها به خود فرصت دهید.