بخش سوم محاسبه پارامترهای معامله: معامله‌گر معامله می‌کند!

یکشنبه 8 اردیبهشت 1398 - 12:50

در بخش اول محاسبه پارامترهای معامله سعی کردیم تا میزان ریسک هر معامله‌ای را بر اساس حد ضرر آن معامله محاسبه کنیم. در بخش دوم محاسبه پارامترهای معامله هم توانستیم با بررسی رابطه ارزش پیپ، حجم مناسب برای معامله را انتخاب کنیم و در عین حال تأثیر آن بر موجودی حساب را هم بررسی کنیم. در بخش‌های بعدی محاسبه پارامترهای معامله می‌خواهیم به کمک ریسک، حجم معامله و مارجین، حساب معاملاتی را به چند بخش تقسیم کنیم. اما قبل از چنین کاری باید شما یاد بگیرید که مثل یک حرفه‌ای عمل کنید.
وقتی حرفه معامله‌گری را به عنوان حرفه اصلی خود انتخاب می‌کنید، این وظیفه شماست که برنامه منظمی را برای مدیریت زمان و دارایی خود طرح‌ریزی کنید. معامله‌گر باید بداند که چه زمانی برای تحلیل بازار مناسب است و چه زمانی باید وارد معامله شود. حرفه معامله‌گری مجموعه‌ای از مراحل متوالی است که معامله‌گر با طی کردن این مراحل به سطحی می‌رسد که می‌تواند وارد بازار شود و با سود از آن خارج شود. این درست است که ضرر بخشی از حرفه معامله‌گری است، اما بدین معنی نیست که ضرر را نمی‌توان مدیریت کرد. ضرر کردن زمانی عادی است که قابل جبران باشد.
همان‌طور که گفته شد معامله‌گری یک رویه‌ای است که طی آن شخص مرحله به مرحله بازار و ریسک معامله را بررسی می‌کند و در نهایت بر اساس سیستم مدیریت موجودی خود وارد معامله می‌شود. در بازار فارکس تمام تلاش معامله‌گر این است که ریسک معاملات خود را به‌اندازه‌ای پایین بیاورد که در مقابل، بازدهی منطقی داشته باشد. این ایده که با افزایش ریسک، بازدهی هم افزایش خواهد یافت، در بازار فارکس موضوعیتی ندارد. آیا تا به حال به این فکر کرده‌اید که چرا بازار را تحلیل می‌کنید؟ چرا به دنبال سیگنال معاملاتی هستید؟ همه این کارها جهت پایین آوردن ریسک معامله است.
پیش‌بینی درست جهت حرکت بازار می‌تواند کمک زیادی به شما بکند و ریسک معامله را به طور قابل‌توجهی پایین بیاورد. به طور مثال معاملات پیرو روندی همواره ریسک کمتری دارند. چون روند بازار از معاملات شما حمایت می‌کند. اما این بدین معنی نیست که شما می‌توانید از هر جایی که خواستید وارد بازار شوید. قیمت در یک خط راست حرکت نمی‌کند و همواره با نوسانات خاصی در جهت روند حرکت می‌کند. شاید معامله خرید در بازاری که روند صعودی دارد ریسک کمتری نسبت به معامله فروش در همان بازار داشته باشد. اما آیا میزان بازدهی انتظاری هم منطقی است؟ شکست اوج قبلی در روند صعودی می‌تواند نشانه خوبی از ادامه روند صعودی باشد. اما حد ضرر معامله کجا خواهد بود؟ بازدهی انتظاری چقدر است؟ آیا بازار در مراحل اولیه روند صعودی است یا اینکه در فاز پایانی روند قرار دارد؟
همه این سؤالات مربوط به بخش تحلیل و سیگنال یابی معامله است. وقتی محل کلیدی که باید به دنبال سیگنال بود مشخص شد، باید منتظر سیگنال ماند. سیگنال میزان دقیق حد ضرر را به شما نشان می‌دهد. بعد از صدور سیگنال این وظیفه شماست که تصمیم نهایی را اتخاذ کنید: وارد معامله می‌شوید و یا فعلاً از ورود به بازار خودداری می‌کنید. در مقالات پارامترهای معامله سعی ما بر این بوده که مخاطب را به سطحی برسانیم که بتواند با ریسک کمتری وارد معامله شود. هر سیگنال معاملاتی لزوماً برای ورود به معامله مناسب نیست، اما گاهی اوقات همین سیگنال می‌تواند تنها فرصت معاملاتی آن روز کاری باشد و در روزهای بعدی عمل کند.
در چنین شرایطی معامله‌گر حرفه‌ای بر اساس تجربیات خود تصمیم می‌گیرد که وارد بازار شود. معامله‌گر تازه‌کار توجهی به پارامترهای معامله ندارد و در نتیجه ریسک معامله را هم مدیریت نمی‌کند. اما زمانی که معامله‌گر حرفه‌ای می‌خواهد وارد بازار شود، ابتدا پارامترهای معامله را مشخص می‌کند و با توجه به ریسک معامله، حجم مناسبی را برای ورود به معامله انتخاب می‌کند. سیگنالی که کیفیت پایینی دارد، باید با حجم کم معامله شود و یا اصلاً معامله نشود. عملکرد معامله‌گر حرفه‌ای و تازه‌کار را مقایسه کنید. معامله‌گر حرفه‌ای می‌داند چقدر ریسک می‌کند و معامله چه تأثیری بر موجودی حساب او دارد. اما معامله‌گر تازه‌کار صرفاً می‌داند که سیگنالی صادر شده و می‌تواند وارد معامله شود.
موجودی حساب یک دارایی کمیاب است. باید این دارایی مدیریت شود تا بهترین بازدهی را برای صاحب حساب به ارمغان بیاورد. شما معامله‌گرید. معامله‌گر باید معامله کند. برای معامله باید پول داشت. اگر قرار باشد با یک معامله کل حساب پاک شود و یا کل حساب به‌گونه‌ای بلوکه شود که سایر فرصت‌ها را از دست بدهید، دیگر پولی برای معامله نخواهید داشت و شما از حرفه معامله‌گری اخراج خواهید شد.
در دوره‌های آموزش معامله‌گری همواره تأکید می‌شود که معامله‌گر نباید بیش از حد معامله کند یا مثلاً اگر فرصتی را از دست دادید، فرصت دیگری هم برای معامله بدست خواهد آمد. این دو حرف کاملاً درست است. اما برای افرادی که تازه وارد حرفه معامله‌گری شده‌اند. این دو حرف حالت کلی و عمومی دارند. اما معامله‌گر زمانی موفق خواهد بود که بداند هر فرصت معاملاتی می‌تواند به یک سود خوب منتهی شود. پس شما به عنوان معامله‌گر باید از هر فرصتی برای معامله کردن استفاده کنید. شاید این جمله برای خیلی از مخاطبین عجیب به نظر برسد. معامله‌گری که تنها با سیگنال وارد معامله می‌شود، همان بهتر که به حرف‌های عامیانه توجه کند و بی‌خودی معامله نکند. اما شما به عنوان شخصی که در حال یادگیری این حرفه هستید، وظیفه دارید که هر فرصت معاملاتی را ارزیابی کنید! هر فرصت معاملاتی برای شما تنها یک سیگنال نیست! هر فرصت معاملاتی یعنی ورود به مرحله جدیدی از معامله‌گری. مرحله‌ای که در آن تحلیل بازار تمام شده و شما در حال مدیریت ریسک و حساب معاملاتی هستید.
معمولاً فرصت‌های معاملاتی شاید صرفاً به خاطر ترس یا استرس معامله‌گر تازه‌کار از دست بروند، اما معامله‌گر حرفه‌ای بر اساس استرس یا ترس معامله نمی‌کند. بلکه بر اساس ارزیابی‌های ریسک معامله می‌کند. معامله‌گر حرفه‌ای همواره فردی فعال و منظم است. معامله‌گر تازه‌کار فعلاً در مرحله کنترل احساسات و ترس است و به عواطف خود بیش از ارزیابی‌های دقیق بها می‌دهد. کاملاً مشخص است که نتیجه عملکرد معاملاتی این دو فرد چگونه خواهد بود. معامله‌گر تازه‌کار درجا می‌زند و معامله‌گر حرفه‌ای همیشه بازدهی منظم و منطقی دارد.
ما در بخش آموزش ایران بورس آنلاین همواره سعی داشته ایم تا مخاطبان خود را از مرحله آماتوری به مرحله حرفه‌ای برسانیم. جامعه معامله‌گری ایران باید با استانداردهای جهانی کار کند، نه احساسات و عواطف شخصی. هفته آینده ما یک مدل جدیدی از مدیریت ریسک را معرفی خواهیم کرد که سال‌ها توسط معامله‌گران حرفه‌ای مورد استفاده قرار می‌گیرد. مدیریت سبد دارایی سال‌هاست که به عنوان بهترین روش برای مدیریت ریسک شناخته می‌شود و شاید در بخش بورس با آن آشنا شده‌اید. اما مدیریت سبد دارایی تنها یک ایده برای مدیریت سهام نیست. داشتن پرتفوی در بازار فارکس هم ضروری است. شما باید سبدی از سیگنال‌های معاملاتی در بازارهای مختلف را جمع کنید و بر اساس ارزیابی‌های دقیق ریسک سبدی از سیگنال‌ها را تشکیل داده و وارد معامله شوید. در تشکیل سبد سیگنال باید احتیاط کرد. موجودی حساب محدود است و هر معامله‌ای تأثیر جدی بر کل حساب دارد.
اما پیش از ورود به مبحث سبد سیگنال باید معامله‌گر تازه‌کار تصورات خود از معامله‌گری را تغییر دهد. معامله‌گر تازه‌کار باید بداند که بدون علت نباید فرصت معاملاتی را از دست بدهد. هر معامله‌ای ریسک دارد و مقالات قبلی ما نشان دادند که این ریسک قابل تغییر است. پس اگر ریسک قابل تغییر و تنظیم است، چرا باید به تمامی فرصت‌های معاملاتی به یک‌چشم نگاه کرد؟ و یا بدتر از آن چرا باید فرصت معاملاتی را تنها به خاطر احساسات شخصی از دست داد؟ این وظیفه شماست که همواره به کمک تحلیل بازار و پارامترهای معامله ریسک را مشخص کنید و بعد از آن تصمیم به ورود به معامله را اتخاذ کنید. اگر ارزیابی ریسک شما از غیرمنطقی بودن فرصت معاملاتی حکایت دارد، آنگاه می‌توانید از فرصت معاملاتی رد شوید. در غیر این صورت تصمیم شما هر چه که باشد بدون علت منطقی بوده است. یعنی هنوز شما یک معامله‌گر آماتور هستید و مهم هم نیست که چند سال در این بازار فعال بوده‌اید. تا وقتی مثل یک معامله‌گر حرفه‌ای رفتار نمی‌کنید، شما یک تازه‌کارید.